تبليغاتX
شیــــــدا
حقیـــقت...

بسم الله الرحمن الرحیم


محمد آقا سلام . و سلام به همه ی دوستان عزیز .


امیدوارم که ناراحت نشده باشید و به صحبت ادامه دهید بحر حال هرکسی عقیده ای دارد که

برای  خودش محترم است .خواهش میکنم بحث را ادامه دهید  تا به نتیجه ای مفید برسیم .

 افراد دیگری  هم هستند که این بحثها را دنبال می کنند واگر ما ادامه ندهیم ممکن است آنها

سرگردان شوند یا ما باعث شده باشیم آنها از عقیده قبلی خودشان سست شوند . و ما این حق را

نداریم . موضوعی را شروع کردیم و باید با دلیل های محکم به نتیجه برسانیم . انشالله متقاعد شده

 باشید برای ادامه .

 پیشنها د می کنم برای اینکه خسته نشویم و بتوانیم زود به زود سوال و جواب داشته باشیم و

خیلی وقت مان گرفته نشود ، متن هایمان کوتاه ولی مشخص و مفید باشد . بدون حاشیه و حتی

 المقدورمثال زدن . اگر موافقید اطلاع دهید .

 

یا هــــــو ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 11:19  توسط دلفین  | 

بسم الله

 

محمد آقا و حسین آقا و همه ی دوستان خوب ، سلام .

 

 خوشحالم از اینکه وب دلفین محلی شده برای تبادل افکار با فایده . که اگر منجر شود به گرفتن

نتیجه ی درست من به منظورم از انتخاب اسم دلفین می رسم ، چون ظاهرا دلفین ها در این دنیا

 مأمورند که ملوان های کشتی شکسته و سرگردان در دریاها را به ساحل نجات راهنمایی کنند .

 

قبل از آنکه به ادامه ی بحث بپردازیم ، از اینکه این پست این قدر طولانی است ، از شما عذر

نمی  خواهم ! تقصیر خودتان است !!!  لطفا متن را کامل بخوانید .

 

پیش از اینکه من هم وارد بحث علما شوم ، می خواستم بگویم که هر چیزی حقی دارد . خواهش

می کنم حق جملات را با روان و واضح نوشتن و حق کلمات را با صحیح و بدون غلط نوشتن ادا

 کنید . و از این شاخه به آن شاخه پریدن هم پرهیز کنید ، تا خواننده گیج نشود و بفهمد جریان

چیست . مثلا در بعضی سوالات پی در پی شما آدم نمی فهمد که واقعا سوالی است که باید

جواب داد یا سوالات واضح است برای گفتن سوال اصلی . مثل اینکه هشام از آن منکر امامت

می پرسید آیا تو چشم داری ؟ گوش داری ...؟


از نوشته هایتان گاهی این طور فهمیده می شود که افکار پریشانی دارید و هنوز به آرامش

نرسیده اید . از اولین نظری که فرستاده اید شروع می کنم . محمد آقا لازم به عذر خواهی نیست

 ، البته که میتوانید انتقاد کنید .


گفتید پیامبران از کجا به این علم رسیده اند ؟ خدمت تان عارضم علم پیامبران لدنی و خدادادی

 است . چون اولا هرچقدر هم که درس می خواندند به فرض اینکه به تمام علوم زمان خود هم

دست پیدا می کردند ، اما محال بود که به علم غیب خدا هم برسند . زیرا خداوند در قرآن فرمود

 " خدا علم غیبش را بر کسی ظاهر نمی کند ، مگر بر بندگان برگزیده که از آنها راضی شده

باشد ."


گفتید آیا خدا از ابتدا آنها را ترجیح داد ؟ بیایید اینطور به مسئله نگاه کنیم .همانطور که در یک

کشور برای اداره ی امور ، عده ای را برای منظورهای خاصی تربیت میکنند ، مثلا عده ای

برای انتظامات ، عده ای برای قضاوت .... خداوند از ابتدا عده ای را برگزید و آنها را مورد

 تربیت خاص قرار داد برای سمت پیامبری . و برای اینکه بتوانند نفوس مردم را هدایت کنند .


گفتید کدام پیامبر علم دین را از کتاب گرفته ؟ عقل می گوید هیچ کدام . چون اصلا به عقل جور

 در نمی آید که یک شخص برود کتاب بخواند و پیغمبر شود ، یا نه ، اول توسط خدا پیغمبر شود

 بعد برود احکام دین جدید را از کتاب یاد بگیرد . چون هر دینی علاوه بر تکمیل دین قبلی احکام

 جدیدی می آورد که قطعا چون جدید است در هیچ کتابی نوشته نشده است ، پس می ماند اینکه

از خود خدا گرفته باشد .


گفتید آیا با مطالعه تنها می توان بر نفسانیات چیره شد ؟ عقلا می گویند تعلیم و تربیت . یعنی علم

بی ادب نه تنها فایده ندارد که بسیار مضر است . کسی که می خواهد بر نفسانیات چیره شود با

مطالعه ی کتابهای مفید و تربیتی و در کنار آن حتی پیش از آن باید به تربیت خود اقدام کند . مثل

 اینکه گفته اند اول وضو بگیر(تربیت) بعد قران بخوان (تعلیم) . هزار هم بخوانید که با گرسنگی

 می توان بر نفس سرکش چیره شد ، تا روزه نگیرید نمی توانید به منظور خود برسید . عقل می

 آموزد و استدلال می کند و دل ایمان می آورد و معرفت پیدا می کند .


 محمد آقا بحث ها را با هم مخلوط کرده اید . این طوری خودتان را گیج می کنید . گفتید در قرآن

 فهم را به دل نسبت داده اند . بله معرفت مال دل است . بعد بلا فاصله می گویید پیامبر اسوه ی

 حسنه است که اگر ما هم دنباله روی ایشان باشیم می توانیم به همان جا که ایشان رسیدند برسیم .

 اصلا اینطور نیست . اولا ما معصوم نیستیم که خدا به ما علم لدنی بدهد . ما آدم های معمولی

 هستیم که خدا قدرت یادگیری به ما عنایت کرده تا خودمان یاد بگیریم . بعد اگر خدا بخواهد

معرفت پیدا کنیم . ثانیا پیامبر ما اشرف اشرف مخلوقات است یعنی انسان کامل . نه قبل از ایشان

 و نه بعد از ایشان هیچ کس نمی تواند به جایی که ایشان رسیده اند برسد .


گفتید چرا عرب جاهلی پیغمبر و امام را دیدند به ما که رسید گفتند امام زمان قایم شده . اولا نمی

دانم غلط دیکته ای است که نوشتید " قایم " و ننوشتید " غائب " یا از آگاهانه نوشتید . اگر غلط

 دیکته ای است قابل اغماض است ، ولی اگر به عمد نوشتید بسیار متاسفم . من با شما که یک

فرد بسیار عادی هستید و هیچ منصبی هم ندارید با احترام صحبت میکنم ، ولی شما راجع به

قطب عالم امکان ، امام عظیم الشانی که هدایت مردم را در آخرالزمان به عهده دارند ، امامی که

 از صدقه سر وجود ایشان ما راحت زندگی می کنیم ، این طور صحبت می کنید ؟ کسی قایم می

 شود که از چیزی ترسیده و در حال فرار است و این هیچ مناسبتی با موقعیت امام عصر علیه

 السلام ندارد . ثانیا حدیثی داریم که معصوم علیه السلام فرموده اند " اگر قرآن بر عجم نازل می

 شد عرب جاهلی آنرا نمی پذیرفت . اما برعرب نازل شد و عجم آن را پذیرفت . " از این حدیث

 دو موضوع را می فهمیم . اول . عرب جاهلی این قدر متعصب و خشک بود که اگر پیامبر

اسلام در ایران مبعوث می شد ، هرگز عرب ایمان نمی آورد . و خدا برای اینکه حجت را بر

آنها تمام کند پیامبر را در میان آنها و قرآن را به زبان آنها نازل کرد . این حدیث برای ما افتخار

 است . مثل اینکه مادر به بچه عاقل تر می گوید : تو بزرگی ! عاقل تری ! بگذار این میوه را به

 برادر کوچولوت که نمی فهمه بدم ! پس برای حجت تمامی  بر اعراب که دیگر بهانه ای نداشته

باشند .


دوم اینکه معلوم می شود عقل ایرانی ها خیلی بیشتر از اعراب است . زیرا نه هرگز پای هیچ

بتی به ایران باز شده و نه اسلام مثل بقیه ی کشورها با جنگ وارد ایران شد . بلکه وقتی مردم

به حقانیت اسلام پی بردند ، خودشان با کمال میل آن را پذیرفتند . گفتید من هم باید هادی داشته

باشم هم مهدی . به معنی لغات توجه کنید هادی یعنی هدایت کننده و مهدی یعنی هدایت شده . شما

باید هادی داشته باشید تا مهدی شوید .


گفتید لازم است وجود ملکی امام در میان خلق باشد . شما می توانید بگویید که نیست ؟ مگر شما

 همه ی آدم ها را می شناسید یا مگر همه جای دنیا را گشته اید و به این نتیجه رسیده اید که ایشان

 نیستند . یقین بدانید همان طور که من یقین دارم که ایشان در میان ما هستند ، فقط ما ایشان را

نمی شناسیم ، که هر وقت ایشان در خیابان از کنار ما رد می شوند بگوییم بله همین ایشان

هستند . ما به علت آلودگی هایی که در خود ایجاد کرده ایم ، لایق شناختن ایشان نیستیم . اما خیلی

 ها که موفق به تزکیه ی نفس شده اند ، یا بعضی ها هم فقط از سر لطف و کرم خودشان ایشان

را می بینند .


مگر داستان قفل ساز بازار تهران را نمی دانید که امام زمان هر روز به او سر می زدند . روی

 چهار پایه ی چوبی کنار مغازه ی محقر او ساعتی می نشستند و با هم گفتگو می کردند .


پس بی لیاقتی خودمان را به حساب نبود ایشان نگذاریم . ایشان هستند و مراقب ما ! خودشان

فرمودند اگر ما شما را مواظبت نکنیم ، بدهای عالم هر لحظه شما را می بلعیدند (مضمون

روایت) . و نیز فرمودند ما هر روز صبح و عصر به شما سر می زنیم و برایتان دعا می کنیم ،

 شما هم برای ظهور ما دعا کنید . در این باره استاد ما می گویند آقا هر روز به تمام خانه ها سر

می زنند . اگر خانه لیاقت داشت ، یعنی اموال آن پاک و خمس داده باشد ، روی دیوارها عکس

 های بیهوده نباشد ، در خانه نوارها و فیلم های بیهوده و زشت نباشد و خانه طاهر باشد ، امام

داخل خانه هم می روند ، وگرنه از همان دم در بر می گردند . جایی هم گفتید نه اینکه اسمی

باشد و خودشان نباشند . اطلاعات شما از مقام امامت کم است. توصیه میکنم کتاب معرفت امام

عصر را بخوانید . بسیار مفید است و جواب سوالات تان را می دهد . اما اجمالا فکر می کنید ما

 همین طوری داریم زندگی می کنیم ؟ به شما بگویم به یقین بدانید اگر خورشید می تابد ، اگر ماه

 روشنایی می دهد ، اگر اکسیژن برای نفس کشیدن داریم ، اگر غذا داریم ، اگر باران می بارد

و ... همه از صدقه سر وجود امام زمان در کره ی زمین است . اصولا یکی از مسائل اعتقادی

ما این است که زمین هرگز از وجود حجت خدا خالی نیست . در هر زمانی یک امام یا پیامبر و

 کسی که حجت و دلیل خدا باشد ،  در زمین وجود دارد . حتی گفته اند اگر فقط یک نفر در

زمین وجود داشته باشد ، آن یک نفر حتما امام است . زیرا کائنات اصلا بدون حجت خدا باقی

نمی ماند . بحث امامت بسیار شیرین و جذاب است . بحثی است که دل ها را به معرفت می

رساند . زیرا اصلا این امام هستند که واسطه ی فیض خدا هستند . و معرفت هم از فیوضات

 الهی است . امیدوارم کتابی را که گفتم حتما بخرید و مطالعه کنید . زیرا امام زمان علیه السلام

نظر خاص به ایرانی ها دارند . خودشان فرمودند " ما مواظب ایران هستیم و نمی گذاریم نابودش

 کنند . " بیخود که نمی گویند اینجا مملکت امام زمان است ، خودشان این افتخار را به ما داده

اند . ای کاش قدر دان این نعمت بسیار بزرگ باشیم .

 
باید این قدر خودسازی کنیم که هنگامی که مولای مان ظهور فرمودند ( که خیلی هم زیاد نمانده )

لیاقت سربازی ایشان را داشته باشیم . هم خودسازی ، هم معرفت به وجود مقدس شان ؛ زیرا از

 لحظه ای که ظهور فرمودند دیگر وقتی برای این کار نمی ماند و اگر تا آن وقت معرفت شان را

به دست نیاورده باشیم ، در دنیای پر تلاطم آن موقع سرگردان و گمراه می شویم .

 

حسین آقا . بله . ما در خیلی چیزها دارای اختیار و انتخاب نیستیم ، مثل همان ها که گفتید .

ظاهرمان ، محل تولدمان .... اینکه گفته بودید کسی که در خانواده ی پیامبر به دنیا بیاید به هدایت

 نزدیک تر است تا کسی که در مثلا یک محیط  دیگر به دنیا بیاید . عرض می کنم همه ی این

هایی که در اختیار ما نیست ، از حکمت خداست . ما اعتقاد داریم خدا کار بیهوده نمی کند . اگر

ما اینجا و در یک خانواده ی شیعه به دنیا آمدیم یا دیگری در یک خانواده ی مسیحی ، همه از

حکمت خودش است که ما از سر آن بی خبریم ، فقط باید شکر کنیم .


گفتید خدا خواسته یزید ضعیف باشد تا کربلا به وجود بیاید یا ابن ملجم . ابن ملجم در همان

موقعیتی بود که مالک اشتر . مگر هر دو سرباز امام علی نبودند ؟ مگر هر دو پای صحبت های

 او ننشستند ؟ مگر امام در گوش مالک چیزی گفته بود ، که به ابن ملجم نگفته بود ؟ پس چرا

مالک ، مالک شد و ابن ملجم ، ابن ملجم ؟ نمی دانم چرا می گویید "درست نیست بگوییم انسان

به خواست خودش بد می شود ". مگر در شرایط خیلی استثنایی این طور باشد . وگرنه آدم ها

درست به خواست خودشان بد می شوند . مثلا دو نفر در شرایط سخت فقر قرار می گیرند .

یکی فورا دست به دزدی می زند ، دیگری را بکشی هم این کار را نمی کند . سعی می کند کار

پیدا کند ، وقتی نشد ، دنبال کار پایین تر از شأن خود می رود . حتی حمالی و نوکری و کلفتی !

این کارها هم که همیشه هست . حالا آمدیم این فرد سالم نبود که اصلا کار کند آخرش می نشیند

گدایی می کند . ولی آن اولی همان ابتدا به ساکن دزدی می کند .


 می گویید خدا خواست یزید اندازه ی برادرش ظرفیت نداشته باشد . اینکه می گویید منجر می

شود به جبر که اصلا در قاعده ی عدل خدا نمی گنجد . پس اگر خودش این طور خواسته دیگر

چه حساب کتابی ؟ چه اجر و عذابی ؟ اصلا این طور فکر نکنید . خیلی اشتباه است . اصلا

منظور از ظرفیت چیست ؟ مشخص کنید تا بهتر بشود دلیل آورد . ظرفیت نداشت یعنی چه ؟

یعنی علم نداشت ، معرفت نداشت ، ایمان نداشت ؟ که همه ی این ها بسته به خواست و تلاش

فرد است تا به دست بیاید .


می گویید همه یک اندازه استعداد یادگیری ندارند . بله ندارند . یکی می شود علامه یکی میشود

 من . این هم از حکمت خداست . البته همه می توانند با تلا ش بیشتر ، خود را بالاتر بکشند . که

اگر در امور معنوی باشد ، اجر بیشتری هم خواهند داشت . مثل کسی که با وجود کندی حافظه

می خواهد قران حفظ کند . او اجر بیشتری دارد . به هر حال خداوند از هر کسی به قدر

استعدادی که به او داده توقع دارد حتی کمتر . به قاعده ی لطف . یزید هم می توانست مثل

برادرش به دنبال علم و معرفت باشد . حالا به فرض که اندازه ی برادرش استعداد نداشته باشد ،

که داشت ! یزید شاعر قهاری بود . پس قدرت درک و فهم هم داشته . پس خودش آن راه را

انتخاب کرد . حالا چرا یکی این راه را انتخاب می کند و یکی راه دیگر را . این بر می گردد به

 اینکه انسان چقدر دنبال هوای نفس رفته باشد . چون اصولا انسان راحت طلب است و راه های

نفسانی آسان تر است تا پیروی از احکام دین و خود را در قید و بند کردن .


محمد آقا ! گفتید اگر کسی بت پرسته ظرفیتش اون قدره . چه بهانه ی خوبی برای بد شدن آدم ها

 پیدا کردید ( با حسین آقا دست یکی کردید ) شما هم اگر منظورتان از ظرفیت این است که عقلش

 همان قدر می رسد که نمی تواند تشخیص بدهد این بت نمی تواند خالق چیزی باشد ، پس بر او

 حرجی نیست ، چون دیگر عاقل نیست که مسئول عملش باشد . واین افراد جزء همان

مستضعفین هستند که گفتم . اما اکثریت مردم آن قدر عقل دارند که درست را از نادرست

تشخیص بدهند . اینها هستند که با وجود اینکه به حقانیت پیامبران پی می بردند ، اما بخاطر منیت

ها ، هواها ، مادیات و به خطر افتادن موقعیت هایشان در جامعه به خواست و انتخاب خود پا

روی حق گذاشتند و کافر شدند .


گفتید اگر من هم در خانواده ی دیگری بودم ، به دین آنها بودم . اگرکافر باشم به اختیار بهتر

ازاینست که مسلمان باشم به اجبار. خدمت تان عارضم ما ابتدا به ساکن مسلمان شناسنامه ای

هستیم یا به قول شما اجباری یا تقلیدی هستیم . فکر می کنید تا این حد مسلمان بودن چقدر با کافر

بودن تفاوت دارد ؟ اصلا خیلی نیست . فقط در این حد که کافر اگر بخواهد به حد این مسلمان

برسد باید دهانش را باز کند و در عرض پنج ثانیه کلمات شهادتین را به زبان بیاورد . حتی نیازی

 نیست به دل ایمان داشته باشد تا شهادتینش قبول باشد . پس ناراحت نباشید ، خیلی هم به شما

 اجحاف نشده . این مسلمانی تا وقتی قبول است که فرد به بلوغ فکری نرسیده باشد . وقتی رسید

 دیگر به این سادگی نیست . آن وقت است که باید فکر کنیم ما الان هیچ دینی نداریم . تازه می

خواهیم خودمان انتخاب کنیم . باید خودمان تحقیق کنیم و خودمان با مطالعه هم به وحدانیت خدا

برسیم ، هم به حقانیت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله . تا اینجا مسلمان می شویم . حالا اگرمی

خواهیم جزو شیعیان هم باشیم ، باید در مورد امام بر حق هم تحقیق کنیم . و حقانیت امامان

معصوم مان را با دلیل و استدلال بفهمیم .


استاد ما دراین مورد می گویند شب اول قبر این طور نیست که وقتی ملک می پرسد امامت

 کیست ؟ تو بتوانی راحت بگویی  علی و یازده فرزند معصومش . یا همین طور در مورد خدا .

تو فکر می کنی همه ی ما می توانیم بگوییم خدای ما الله است ؟ نه ! این طور نیست . آن موقع

فقط کسی دهانش به حرف باز می شود که عمری واقعا الله خدایش بوده و او واقعا بندگی خدا را

کرده . آن کسی که در تمام زندگیش پولش ، شهرتش ، همسرش ، فرزندش و ...  بر او تسلط

داشته و خدایش بوده که دیگر نمی تواند بگویید الله . در مورد امام هم همین طور . کسی می تواند

 بگوید علی ، که بتواند در دنیا یک ساعت در مورد حقانیت علی سخنرانی کند . همین دین به ما

گفته در اصول دین نمی توان از کسی تقلید کرد . هرکس خودش باید به آن برسد . تقلید فقط در

فروع است . حالا اگر کسی سهل انگاری کند و بگوید ای بابا ! بالاخره ما از پدر و مادر مسلمان

 به دنیا آمدیم ، پس مسلمانیم ،دیگه چرا زحمت به خود بدهیم برویم تحقیق ؟ ماهم همان را که پدر

 و مادرمان می گویند قبول داریم . خب این شخص مزیتش نسبت به کافر فقط اینست که احکام

مسلمان بر او جاری می شود . یعنی اولا نجس نیست ، ثانیا می شود یک مسلمان با او ازدواج

کند ، بعد هم در قبرستان مسلمانان دفن شود . همین . تا همین جا . تا وقتی که روی زمین است .

وقتی رفت زیر زمین دیگر هیچ حقی ندارد . آن دنیا دستش خالی خالی است . آنجا دیگر این

مقدار مسلمانی را از او قبول نمی کنند . اما اگر بعد از مسلمانی ، حالا یا شناسنامه ای  یا با گفتن

 شهادتین ، شروع به تحقیق کرد و به حقانیت دینش رسید ، آن وقت به دل تسلیم می شود . احکام

 و دستورات دین را هم به قصد نزدیکی به خداوند انجام می دهد . آن وقت نه تنها مسلمان است ،

 که مؤمن است . چیزی که در دنیای دیگر از ما می خواهند مسلمانی نیست ، ایمان است.


گفتید قبول انبیاء پیشین حکم وجوب ندارد نمی فهمم یعنی چه . اگر برای خودمان می گویید که

واجب است ما هم حضرت نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و بقیه ی انبیاء الهی علیهم السلام را

 قبول داشته باشیم .هم رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) را به عنوان آخرین پیامبر . یعنی یک

مسلمان واقعی ، هم یهودی است ، هم مسیحی ، هم مسلمان . چقدر زیبا و کامل است ! اما یک

یهودی فقط یهودی است . استاد رحیم پور می گفتند : به یک یهودی یا مسیحی ( یادم نیست ) گفتم

من یهودی هم هستم ، تو هم می توانی بگویی من مسلمان هستم ؟ خیلی حرف جالبی زدند .


گفتید دین بت پرست و لائیک هم برحقه و خودش حقیقت نیست . یعنی چه ؟ نمی فهمم . اگر بر

حقه پس باید حقیقت باشد ريال اگر حقیقت نیست ، پس بر حق نیست . یک چیز نمی تواند هم حق

 باشد ، هم باطل .


گفتید برای کسی که به حقیقت رسیده دیگه مسلمونی و یهودی فرقی نداره . همه دینه هست و هیچ

 دینی نداره . این هم نمی تواند درست باشد . فرض کنید یک یهودی دینش را خوب فهمیده .

یگانگی خدا . پیامبری حضرت موسی و خوب هم به دستورات آن عمل کرده . تا اینجا خدا از او

 کاملا راضی و او بهشتی است . حالا مثلا امروز حضرت عیسی علیه السلام به دنیا آمده . با

 دلیل و معجزات کاملا واضح . مثلا در گهواره به پاک بودن مادرش و به پیامبری خودش

شهادت می دهد . این آقای محترم یهودی هم که کتاب آسمانی اش را کاملا خوانده بوده و دیده

بوده که حضرت موسی بشارت آمدن حضرت عیسی را داده بوده . حالا وظیفه ی این آقا چیست

 ؟ اگر به همان وضع قبل خود بماند ، شب و روز هم که عبادت کند دیگر لحظه به لحظه برایش

گناه و کفر نوشته می شود . کفر یعنی روی حق را پوشاندن .

 
حسین آقا به محمد آقا توصیه کردید کتاب های تورات و انجیل و خیلی دیگر که اسم بردید

بخوانند . خوب است این ها را بخوانیم . اما قبلش باید یادمان باشد که همه ی این ها تحریف شده

 است و خیلی درست نیستند . اگر به همان صورت که نازل شده اند می ماندند ، الان حتی یک

نفر یهودی یا مسیحی وغیره نباید پیدا می شد ، چون در هر کتاب خبر از آمدن پیامبر بعدی را با

نشانه داده بودند . اما آنان که دین جدید مغایر با اهداف شان بود ، آن قسمت ها و هر قسمت دیگر

 را که خوش شان نمی آمد ، از بین بردند .


دیگر اینکه گفتید به نظر من دین اسلام تنها دینیه که کمترین شبهه را توی دلش داره . بعد گفتید که

 همون مقدار کم هم قابل فهمه . خب پس نتیجه می گیریم که شبهه ای ندارد . پس چرا این همه

موضوع را پیچانده اید .قشنگ تر نبود محکم و با کمال افتخار می گفتید ، دین اسلام من تنها دینی

 در جهان است که هیچ شبهه ای در آن وجود ندارد . اگر من یا هر کسی جایی از آن را خوب

نفهمیدیم ، این را نمی شود گفت شبهه . این جهل من نسبت به دینم است ، که بعد از تحقیق  با

استاد آن را هم یاد می گیریم . پیامبر فرمودند : وای بر کسی که حد اقل یک روز در هفته را

برای یادگیری دینش نگذارد . پس بر همه ما که تا به حال این حدیث را نشنیده بودیم ، از همین

امروز واجب شد که دنبال استاد و کلاس دین باشیم . وگرنه در قیامت از شما می پرسند چرا

برای دینت استاد نگرفتی ؟ تو که برای همه چیزت استاد می دیدی و پول می دادی ! اگر بگویی

نمی دانستم ، می گویند مگر فلان روز دلفین در وبش این حدیث را برایت ننوشت ؟ اگر بگویی

چرا ، که دیگر بهانه ای نداری . اگر بگویی من اصلا چه می دانستم این دلفین کیست ، به حرفش

 اعتماد نکردم . می گویند می خواستی بروی تحقیق کنی ، ببینی چنین حدیثی هست یا نه ؟ ( به

دردسرتان انداختم ، ولی دردسر شیرینی است که نتایج بسیار خوبی هم دارد . ) .


باز گفتید که برویم و از قرآن شبهات مان را رفع کنیم . خدمت تان عرض کنم این مسئله ی بسیار

 مهمی است که باید در یک پست دیگر آن را باز کنیم . اجمالا اینکه بسیار خطر ناک است ،

اینکه هر کسی بخواهد خودش مسائلش را از قرآن استخراج کند . آن غده ای که قبلا حرفش بود

 ، یادتان هست ؟ درست است که شخص بگوید خوب حالا که من فهمیده ام زیر پوستم یک غده

است ، بروم یک کتاب پزشکی بخرم و بخوانم بعد یک چاقو بردارم این غده را در آورم؟ یا

دیگری کتاب آرایشگری بخواند بعد مغازه باز کند و مو کوتاه کند ؟ اصلا عاقلانه نیست . کسی

که می خواهد هر کاری را خوب یاد بگیرد ، باید اول استاد آن کار را پیدا کند . بعد در کنار

استاد ، کتاب مربوط به آن را هم مطالعه کند . عمر گفت کتاب خدا برای ما کافی است و امام 

نمی خواهیم . و شد آنچه نباید می شد . گروه منافقین هم که گمراه شدند برای این بود که خودشان

 قرآن را تفسیر می کردند . در حالی که استاد دین نبودند . پس راه شان صد و هشتاد درجه از

اسلام برگشت . البته قرائت قرآن ، خواندن معنی و تفسیر آن بسیار خوب است ، اما برای پیدا

کردن راه حل مشکلات نباید به شخصه اقدام کرد .


و دیگر اینکه شما به حسین آقا گفتید اگر الان پیامبر نیست ، دینش هست . این طوری آدم احساس

 یتیمی می کند . البته یتیم هم هستیم . اما خیلی قوت قلب است که بگویید اگر الان پیامبر نیست ،

اما فرزند عزیزشان و عزیز دل همه ی ما حضرت مهدی در بین ما هستند ، اگر ایشان را نمی

بینیم ، اما مطمئنا ایشان ما را می بینند و برای مان دعا می کنند .

 

 محقق باشید . خدانگهدار .

 

+ نوشته شده در  شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت 0:6  توسط دلفین  | 

حسین آقا سلام


از اینکه اینقدرخوب به مطالبم توجه می کنید تشکر میکنم .واز تعریفهایتان.


اینها تعریف از دلفین نیست بلکه تعریف از عزیز دل همه ما ، خداست .امام رحمت الله علیه در

تفسیر سوره حمد فرمودند :هیچ حمدی در دنیا جز برای خدا واقع نمی شود .یعنی اگر کسی

بگوید فلانی خیلی زیباست یا مادر من خیلی مهربان است بدون اینکه بداند ازخدا تعریف کرده

چرا که اصل زیبایی  ومهربانی مال خداست واو ذره ای از آن را بین بندگانش قسمت کرده .مثل

 همه چیز این دنیا که هرچند به نظر ما زیاد می آید ولی همه اینها نازل شده و کوچک شده یا به

قول آرشیتکتها ماکت اصل آن است که در دنیای دیگر نزد خدا محفوظ است وپایدار است .

 موضوعات این دنیا هم کوچک شده وهم گذرا و موقت است. همه چیز .خوشی ها .سختی

 ها .عمر ماهم همینطور اینجا گذرا و موقت است . خوشی ،سختی ،زیبایی ،خوبی ،زشتی ،میوه

 ها ،بوها ،رنگها، نور و اصلا هرچیز این دنیارا که فکرش رابکنید کوچک شده ی اصل آن

است .رنگ سفید اینجا با رنگ سفید بهشت اصلا قابل مقایسه نیست .خوشی ها وسختی ها هم

همینطور.اجازه بده جواب سوال اولت را با دقت بیشتر در پست بعدی بدهم چون دیدم برایت

خیلی مهم است .وگفتی این تنها شبه ی من در اسلام است .خدا را به عدد آنچه علمش برآن

احاطه دارد شکر میکنم از بابت اینکه ما را مفتخر به دینی کرد که هیچ شک و شبه ای درآن

نیست .وقادر است هر سوالی را براحتی جواب دهد چون حق محض است .واگر کسی برای

سوالی جواب نداشت این از نقص دین نیست بلکه از نقص اطلاعات آن شخص است که هیچ

اشکالی هم ندارد میرود تحقیق میکند واز اهلش می پرسد و یاد می گیرد .مثل من که الان جواب

سوال اول را خیلی  کامل نمی دانم ونمی خواهم با اطلاعات ناقص بیشتر قضیه را مشکل کنم

 ولی حتما تحقیق می کنم واگر خدا بخواهد خیلی زود به شما جواب می دهم .  این برای من

موجب شکر است سوالها وشبهات چون ازجهل هستند (  ندانستن) آن هم از ظلمت وتاریکی

 ،هرگاه جواب صحیح داده شوند جای خود را به نور و روشنایی می دهند پس جای شکر

دارد.از طرفی حضرت زهرا سلام الله علیها به یکی از شاگردان خود که زیاد سوال می کرد

واز این بابت شرمنده شده بود فرمودند خداوند برای هر جوابی که به تو می دهم لباسی از نور

 به تن من می پوشاند وهر گاه آن جواب را تو به دیگری هم بگویی یک لباس نور به تن تو ویک

 لباس دیگر به تن من می کنند. (مضمون روایت).


اما بقیه سوالها .نمی دانم چرا گفتید قبول ندارم یزید هم می توانست همراه پیامبر باشد . مگر

 نمی دانید یزید یک برادر داشته که بعد ازمرگ یزید قرار بود جانشین او شود ولی وقتی مردم

برای بیعت آمدند گفت چون این حکومت حق ما نبوده من ازآن صرف نظر می کنم .وحکومت

دست عباسیان می افتد .خوب پس یزید هم می توانسته همینکار را بکند .اما او خود و به اختیار

خود ضدیت با ال رسول را انتخاب کرده بود. راجع به آفریقایی که همه عمرش را از قبیله خود

بیرون نیامده وهیچ خبری از اسلام ندارد، کدام شیر پاک خورده ای گفته خدا اورا به آتش جهنم

می سوزاند در این صورت پس عدل خدا کجا میرود ؟مگر عدل یکی از اصول دین ما نیست پس

می بینید شبه شما خیلی اساسی تر است .الحمدلله به این سوال می توانم واضح جواب دهم .خوب

 دقت کنید .اول بگویم همانطور که می دانید بهشت هشت در دارد که هر در مخصوص گروهی

 است  مثلا دری که خاص مداحان امام حسین علیه السلام است وهیچ کس دیگر را از آن در راه

نمیدهند. یکی از این درها در مستضعفین است .در جهان عده ای ازمردم هستند به نام

مستضعفین .این نه به معنای علیل و فقیر. دوم: تمام فقهای اسلام با هم در این موضوع توافق

 دارند که تمام تکالیف الهی مشروط به علم وقدرت است در غیر این صورت تکلیف از شخص

 برداشته است .مثلا تکلیف است همه نماز بخوانند وکلمات را درست بگویند حالا اگر کسی لال

 باشد چه ؟ وقتی قدرت حرف زدن ندارد. پس خداوند مهربان تکلیف نماز را از او مثل همه نمی

 خواهد بلکه ازاو می خواهد کلمات نماز را ازدلش عبور دهد .یا مثلا جهاد بر مسلمان واجب

است اما اگر پا نداشت ،دست نداشت ،سلامتی نداشت ،اصلا عقل نداشت چه ؟خوب مسلما این

 تکلیف از او برداشته است. موضوع دیگر علم وآگاهی است. که این شامل آن آفریقایی مورد

 نظر شماست.خداوند هیچ کسی را بدون اینکه حجت را براو تمام کرده باشد عذاب نمی کند .در

 آیه 15 سوره اسرائیل می فرماید ( روش و سنت ما نیست که عذاب کنیم مگرپس از آنکه

پیامبری را بفرستیم و حجت را تمام کنیم ) ودر آیه 134 طه می فرماید ( و اگر ما ایشان را

هلاک می کردیم قبل از بینه وبیان حجت ،در مقام اعتراض برآمده و می گفتند :ای پروردگار !

چرا برای ما پیامبری نفرستادی تا مااز آیات تو اطلاع پیدا می کردیم و از آنها متابعت می نمودیم

 پیش از آنکه عذاب تو به ما برسد وما دچار ذلت وبدبختی شویم ) .این فقط یک گروه از

مستضعفین هستند .خیلی ها می پرسند :یعنی تمام مسیحی ها و یهودیها ووو همه به جهنم می

روند و فقط مسلمانها به بهشت می روند .خدمت حسین آقا عارضم نتنها آن آفریقایی ،حتی همین

مسیحی ها و یهودیها که دارای پیغمبر اولوالعزم ودارای کتاب آسمانی هم هستند اگر ( دقت کنید

اگر)  د ر جایی از دنیا قرار بگیرند که خبری از اسلام به آنها نرسیده باشد یا نه اصلا در مرکز

 شهرها وتمدن هم باشند ولی اصولا آنقدر دارای فکر وعقل نیستند که بدانند باید از بین ادیان

کاملترین را انتخاب کنند ،هم جزء مستضعفین هستند به شرطی که به دستورات دین خودشان عمل

 کرده باشند.امیدوارم ازاین جواب قانع شده باشید. موفق باشیدو همچنان پویا .

 

محمد آقا سلام : ازاظهار لطف شما ممنونم .علم خدادادی یا لدنی مخصوص پیامبران وائمه

معصوم است .بقیه باید زحمت بکشند .حقیرهم از طریق کلاس واستاد متخصص دین کسب این

مقدارجزیی علم کرده ام .امیدوارم خداوند چشم همه مارا باز کند وپیش از اینکه دیر شود به این

 فکر بیافتیم اینقدر که یاد گرفتن علوم دنیایی مثل علم تغذیه،علم ریاضی ،علم به سنگها و فلزات

 و... لازم است میلیونها برابر یادگرفتن علم دین واجب است .ما برای همین  صدوبیست سال

 عمربه اینهمه علوم مختلف احتیاج داریم .بعد برای میلیاردها سال که قراره در دنیای دیگر

زندگی کنیم به عقل جوردرمیآید که همین نیمچه اطلاعات ناقص ،تازه بیشترش هم غلط کافی

باشه؟.اصحاب پیامبر پرسیدند:از چه علمی شروع کنیم ؟فرمودند معرفت النفس .اول خودت را

بشناس بعد دیگر چیزها را .خدا را شکر میکنم که بعد از سالها جستجو بالاخره یک استاد خوب

وواقعی پیدا کردم .استادی که اسلام واقعی را معرفی می کند . پیامبر فرمود ند:اگر عمرت صد

سال باشد وتونودوشش سال آنرا دنبال استاد بگردی وفقط چهار سال نزد او شاگردی کنی برده

ای. موفق باشید.

 

یا علی .

   

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 23:59  توسط دلفین  |